پدر دختر من. پزشکان سکسی
یکی از دوستان نزدیک شدن به پدر خود و تماشای بازی با هم. دختر از مدرسه ، خوردن بستنی و رفتن به اتاق. پدر من را ترک کرد ، اما تصمیم گرفت برای رفتن به اتاق. او آلت تناسلی خود را داشت و آن را به دختر داد. بابا دختر سیاه و سفید بود. او به من در چشم پدرش و زبان را دیدم. این مرد بسیار متاسفم برای از دست دادن تیم مورد علاقه خود بود و نیاز به پزشکان سکسی صلح.