برادر خواهر حلق آویز از برادرش او سکس با دکتر را نجات داد.
خواهر به درام ماشین لباسشویی در لباس صورتی رفت تا یک پنی از آن بگیرد. خواهر من ضربه, و به نام برادر من به او کمک کند با ماشین لباسشویی. به جای کمک, برادر لباس های خود را برداشته و انگشتان دست خود را در بیدمشک او آویزان. وقتی او را ترک, او سکس با دکتر آماده برای دیدن بود. دختر زانو زد و به برادرش یک کار فوق العاده برای کمک به. خواهر من خیلی سفت بود, که او در خروس برادرش نشسته.