او با داستان سکسی منشی دکتر سرطان خم, سیاه, و

مرد پس از آن دوست دختر خود را در سرطان قرار داده و یک خروس بزرگ در مقعد کاشته. او ناله کرد تا آن لطمه می زند. و او را دوست دارد که چگونه دختران بدون درد باقی مانده است. دختر در دهان قرار داده و پشت خود را در الاغ. زیر زبان ، ضرب و شتم. او چند آه. او دوست دخترش را با سرطان ترک کرد و داستان سکسی منشی دکتر تجزیه و تحلیل زیادی کرد.