خون مریم, یا راهبه فیلمسکسیدکتر

داري فیلمسکسیدکتر در مورد يه چيزي با اون مرد حرف ميزني او بر روی یک میز با یک جعبه در دست خود نشسته. یک مرد وارد راهبه ها شد و چهره اش را با یک حوله خیس شده در کلروفرم پوشانده بود. اول ، او عقب نشینی کرد ، سپس به خواب رفت. مرد خم شد و شروع به لعنتی کرد. حتی از طریق یک رویا بود که او در تلاش بود تا از دیوانه دور شود. او در موقعیت های مختلف مورد تجاوز قرار گرفت, بی رحمانه, و سریع. سپس او را دیدم خون روی زمین هنوز دست نخورده.