او به مادرش شکایت کرد که او سکس در مطب هنوز باکره است.
من کتابها رو خوندم پسر به اینجا آمد و شروع به احساس تاسف است که دختر بود برای او نیست ، و این که او به تنهایی در میان سکس در مطب پسران بود-باکره. مامان, قرار دادن خواندن در حاشیه, گرفتن یک خروس و شروع به خودارضایی. به خاطر پسر او برای همه چیز آماده بود. با دستان خود بازی کرده اند ، با دستان خود ، مادرش خیلی زود با او شکست خورد. که همه ، و در حال حاضر کودک در دست یک زن است. باکره ، بچه مرده بود.