سرب یک پدر فروش دختر خود را به دکترهای سکسی عنوان یک زن روسپی.

پدر دخترش را به چین آورد. پدر دختر خود را دکترهای سکسی برای فروشنده محله به فروش می رسد و در سمت چپ. کشاورزان نزدیک به عنوان او. دختره داره گريه ميکنه نميدونه چطوري بره بيرون. سپس او به دختر تبدیل شد و او را در آغوش گرفت.او را روی تخت انداخت و شروع به لعنتی کرد. مامور من و پدر دختر فقیر بدبخت هنوز در انبار رها شده بود تا زمانی که یک مرد جدید می آید.