او را به بوته های سکس داکتر اطراف و ناپدید می شوند.

دختر نشسته در یک کافه و خواندن یک روزنامه در جدول. یک مرد به او نزدیک شد و از او خواست تا شهر را به او نشان دهد. دختر موافقت کرد ، اما او به آن نیاز داشت. بنابراین ، دختران نیز تصمیم گرفته اند به او کمک کند. پشت اولین گرد و غبار آنها مشاهده شد. پنهان در پشت دیوارهای خانه ، قهرمانان، او یکی از دختر خود شد. سپس سکس داکتر او روی زمین نشست و موقعیت مسافر را گرفت.