مجبور شدم زبونش رو سکس دکتر و مریض هل بدم

پدر من یک روز بد در محل کار بود, پس از آن او با مادرش کج خلقی, و دخترش نیز در اطراف خانه رفت .آردز او بی رحمانه او را متهم سکس دکتر و مریض کرد ، زانو زد و او را مجبور به فشار زبان خود کرد. دختر من گریه, اشک جریان پایین گونه او, اما او هنوز هم سیگار کشیدن بود. تجاوز به عنف, کارتون خوب.