من به کتاب گایش خانم دکتر آمد و خواب با یک طلسم.

دختر با نزدیک شدن به یک دوست را به کتاب, و مرد خوشحال بود که او را دیدم پاهای نازک از جوراب ساق بلند دوست دختر خود را. او را بر روی نیمکت قرار, لمس کردن, پاها را با دست خود و زبان او را نفرین. من زانو من کشیده و جوراب ساق بلند من بسته. او به یک عضو اجازه داد تا گایش خانم دکتر با پای خود جلق بزند و او را یک تیغه بدهد و از این طرف ، او یک جنس آشنا را بدون استفاده از جوراب خود کاشته است. او در حالت سرطان منفجر شد و آن را به پایان رسید.